نوشابۀ قنددار ولی شبیه رژیمی؛ در خصوص سانسور در ترجمه

در چند توئیت با مقایسۀ متنِ اصلی و فارسیِ کتابِ پایانِ رابطه، نوشتۀ گراهام گرین ترجمۀ احد علیقلیان، نشان دادم در ترجمۀ فارسی مواردِ متعددی را سانسور کرده‌اند؛ سانسورْ هم از جنسِ حذف کلمه و جمله، هم از جنسِ تغییر آن، مثلاً ترجمۀ gently moved my fingers across her breast به «به نرمی انگشتانم را روی موهایش حرکت دادم».

شماری از کاربران کارِ مترجم یا ناشر را قابلِ دفاع دانسته‌اند. حرفشان این است اگر این کار را نکنند چه کنند؟ ترجمه نکنند؟ اصلاً مگر تغییر یا حذف یک ده یا پنجاه کلمه در دویست‌سیصد صفحه چه ضربه‌ای به کالبدِ ترجمه می‌زند که اینقدر مهّم باشد؟ که آنطور که من گفته بودم کتاب را «غیر قابلِ استفاده» کند؟

به نظرِ من هر شخص یا بنگاهی حق دارد کتاب را با هر اندازه سانسور که صلاح می‌داند ترجمه و منتشر کند. شاید سودش خوب است شاید مشهورشان می‌کند شاید فکر می‌کنند فرهنگ را ارتقاء می‌دهند و... . چیزی که حق ندارند این است که ادای بی‌سانسورها را درآورند. مخاطبِ کتاب حق دارد بداند کتابی که دست گرفته از نظرِ محتوا همانندِ کتابِ اصلی نیست و در یک ده یا پنجاه مورد سانسور شده. آنوقت تصمیم می‌گیرد ترجمۀ سانسورشده به خواندنش می‌ارزد یا نمی‌ارزد. تصمیمش فقط با مخاطب است.

فرض کنید کارخانۀ موادِ غذایی روی محصولاتش ننویسد چند گرم قند، نمک یا چربی دارد، با این توضیح که مقدارِ نمک یا چربی در محصولاتش بسیار اندک یا صفر است. یا این توضیح که اگر بنویسد فروش پائین می‌آید. به نظرم قانع‌کننده نیست. همانطور که آدم حق دارد بداند نوشابه‌ای که می‌خرد قند دارد و اگر دارد چند گرم، حق دارد بداند کتابی که می‌خواند سانسور شده یا نه و اگر شده کجا و چند مورد. چنین کاری بی‌سابقه نیست. [1]



______________________________

[1] مثلاً در مقدمۀ مترجم بر ترجمۀ کتابِ «جستاری در خصوصِ فاهمه‌ی بشری» نوشتۀ جان لاک ترجمۀ کاوه لاجوردی (صفحۀ هجده، بخش 4.2) می‌خوانیم: «طولانی‌ترین قولی را که لاک به لاتین نقل کرده است و درباره‌ی مسلمانان است ترجمه نکرده‌ام؛ خوانندگان لطفاً این یگانه استثناء را ببخشایند.»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر