زور تنفّر از عشق بیشتر است. رنج از لذّت قویتر است. دوام و تأثیر حسّ ناخوشایند از حسّ خوشایند بیشتر است.
اگر اینها درست باشد میتوان در خصوص بسیاری از تصمیمهای زندگی، از نظر چشمانداز نگریستن به آنها، بازنگری کرد. اگر روزی سر چندراهیِ انتخاب میان چند چیز گیر کردیم، بنا به آنچه در بالا آمد، بهتر است مبنای انتخابمان نه خوشایندی آن چیز بلکه کمترناخوشایندیاش باشد. و آن چیز میتواند رشتهی تحصیلی، شغل، همسر و مواردی از این دست باشد.
وقتی معیار انتخاب چیزی خوشایندیاش باشد دنبال نقاط خوشایندش میگردیم، و چنانکه میدانید جوینده یابنده است. بنا به آنچه مییابیم خود را توجیه میکنیم که آن چیز بهقدر کافی خوشایند است. مدّتی که با آن وقت بگذرانیم یواشیواش نقاط خوشایندی که یافته بودیم کمرنگ میشوند، و نقاط ناخوشایندی که نادیده گرفته بودیم پدیدار. در نهایت چون ناخوشایندیها از خوشایندیها قدرتمندترند، حسّ آزردگی و تنفّر نسبت به آن چیز به وجود میآید.
راهنمایی درستْ «کاری را بکن که به آن علاقهمندی» نیست. باید گفت: کاری را بکن که از آن کمتر متنفّری. دوست، رشته و شغلی را برگُزین که کمتر آزارت میدهند.
سلام. نام فونت وبلاگتان چیست؟
پاسخ دادنحذف