برخورد هواپیماهای ربوده شده توسط جهادگران مسلمان به برجهای مرکز تجارت جهانی اگرچه حدود سه هزار نفر را کُشت، امّا برخی ادعّا میکنند نپنداریم
فقط این سههزار نفر به کام مرگ رفتند: در ماههای پس از آن حادثه، اعتماد افکار
عمومی به حملونقل هوایی کم شد. مردم بنا کردند به سفر زمینی. چون آمار مرگومیر
سفر با خودرو، در مقایسه با هواپیما، بیشتر است، در آن ایام، آمار مرگها سیر صعودی
گرفت: نزدیک هزاروششصد نفر بیشتر مُردند. کسانیکه اگر آن حادثه نمیبود، با هواپیما سفر میکردند و میتوانستند سالها زندگی کنند. بعید میدانم پژوهشی اینچنینی دربارهی پرواز ۷۵۲ تهران-کییف انجام شده باشد؛ خواندنی خواهد بود، اگر بشود.
افکار عمومی چیز پیچیدهای است. مشکل بتوان فهمید بحرانی
که در جریان است دقیقاً چه تأثیری بر فکر ملّت خواهد گذاشت. زمانی ظهور ابولا در لیبریا و سیرالئون، افت صنعت توریسم در کنیا را موجب شد. ]۱[ افکار عمومی
جریان را چنین میفهمید که عدّهای آفریقایی بیمار شدهاند. بهتر آن است تا ریشهکن
شدن بیماری دور-و-برشان نپلکیم و گشتوگذار در صحاری آفریقا باشد برای زمانی
مناسبتر. برای توریست اروپایی مهّم نبود فاصلهی مرکز بیماری تا کنیا
بیشتر از هفت هزار کیلومتر است.—دو هزار کیلومتر بیشتر از فاصلهی تهران تا لندن.
میتوان به تأثیرات کووید-۱۹ در عرصههای گوناگون فکر
کرد و پیشبینیشان کرد، چنانکه عدّهای کردهاند. ولی جالبترین اثر این ویروس تغییر طرز فکر و نوع زیست هر روزه و ارتباط آدمها با یکدیگر است. مقامی در
سازمان بهزیستی ایران ادعا کرده در زمان قرنطینه شکایاتی که از طرف زوجهای
جوان به تلفنخانهی آن سازمان مخابره شده سهبرابر بیشتر از گذشته است: کنار هم
بودن برای ساعات طولانی حوصلهسربر است و موجب بهچشمآمدن و ظهور ایرادها میشود.
اگرچه تعدادی از زوجین جوان ایرانی، به گفتهی آن مقام، بنا کردهاند
به پیله کردن به یکدیگر، امّا کارخانههای اصلی تأمینکنندهی کاندوم در جهان، که
در چین و هند مستقرند، میگویند طیّ این هفتهها تقاضای جهانی بالا رفته و با همین فرمان اگر پیش رویم تا
دو ماه دیگر خلایق با کمبود کاندوم مواجه خواهند شد.
آشنایان ما هنگامی که با کمبود ماسک N95 مواجه شدند پس از شستوشو دوباره آن را بکار میگرفتند («تبدیل تهدید به فرصت»). بعید است چنین تمهیدی برای داستان کاندوم کارا باشد. کمبود و به تبع آن گران شدن کاندوم احتمالاً به تعدادی نهاندک بارداری
ناخواسته میانجامد که یکی دیگر از پیامدهای جالب این بحران است. جهش تولید مثل را میتوان نوعی «جهش تولید» به حساب آورد؟ اگر اتفاق پیشگفته رخ دهد بحثوجدلها دربارهی حقّ سقط جنین در ممالک اسلامی شنیدنی
خواهد بود.
جمعیّتشناسان که خوش دارند مردم را بر اساس دههی تولّد طبقهبندی
کنند به آن دسته از امریکاییها که از اواخر دههی بیست تا اواسط دههی چهل میلادی متولّد شدهاند
نسل خاموش (Silent Generation) میگویند:
نسلی که در رکود بزرگ و جهانجنگ دوّم متولّد شد و در جنگ کره شرکت کرد. پس از آن، از میانهی دههی چهل تا
میانهی دههی شصت، انفجاری در جمعیّت رخ داد و تعداد زیادی، از جمله هفتادوشش
میلیون امریکایی، در این بازهی زمانی به دنیا آمد. دستهی اخیر را بچّههای نسل انفجار یا بِیبیبومرز (Baby boomers) میگویند: کودکان متولّدشده در دورهی رفاه و رونق. به همین ترتیب نامهایی برای نسلهای بعدی هم انتخاب شده: نسل ایکس، نسل هزاره و آخرین نسل را، که متولدان پس از هزارهی دوّماند، نسل اینترنت میخوانند.
اگر سخن کارخانههای کاندومسازی را ملاک بگیریم احتمالاً
باید منتظر نسل جدیدی از کودکان ناخواسته باشیم. اگر بخواهیم، به سیاق جمعیّتشناسان،
در فارسی اسمی برای این نسل بگذاریم باید به آنها چه بگوئیم؟ لابد: نسل بچّهکورونا!
- فروردین ۹۹
[۱] واقعنگری: ده دلیل که ثابت میکند اوضاع دنیا آنقدرها هم که فکر میکنیم بد نیست؛ هنس روسلینگ، اولا روسلینگ و آنا روسلینگ (نشر میلکان، چاپ دوّم، ۱۳۹۷)، ص۱۴۰
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر